تبليغاتX
کدهای جاوا اسکریپت

JavaScript Codes ::. عاشقانه دوستت دارم .::

عاشقانه دوستت دارم

: درباره وبلاگ

 

در نگاه کساني که پرواز نميداند
هر چه بيشتر اوج بگيري
کوچکتر مي شوي.


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386

 

: پیوندها

 

*اگه ميخواي طعمه عاشقي رو بكشي بيا اينجا.*
*متولد ماه عقرب *
*فرصت عاشقي *
*يادداشت هاي يك كچل*
* خون گريه *
* كلبه عاشقانه ملك *
*شب نیلوفری یا شب یلدا یا شب جدایی*
*عاشق كوچولو *
* مرگ بر آنكس كه دلش را به دل سنگ تو بست *
* گودزيلا پي اچ پي *
* قاتي پاتي *
* نرم افزارهاي موبايل *
*وبلاگ رسمی بهزاد اگزیبیت *
* كشكول *
* عشق جاودان *
* طوباي محبت *
* آري تا شقايق هست زندگي بايد كرد *
* عشق *
* ياسين *
* غروب پاييزي *
* دختر خورشيد *
* روغن موتور آذين *
*اگه ميخواي از خنده روده بر بشي ، زود كليك كن*
*اينو باش آخرشه واي.اگه باور نمي كني كليك تاببيني*
هرچي ميخواي براي دانلود اينجا هست از شيرمرغ تا جونه آدمي زاد..**حتمآ ببينيد*
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 
 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
آه..........
 

رفيق راهي و از نيمه راه مي گويي
وداع با من بي تكيه گاه مي گويي


ميان اين همه آدم، ميان اين همه اسم
هميشه نام مرا اشتباه مي گويي


به اعتبار چه آيينه اي، عزيز دلم
به هركه مي رسي از اشك و آه مي گويي


دلم به نيم نگاهي خوش است، اما تو
به اين ملامت سنگين، نگاه مي گويي؟


هنوز حوصلهء عشق در رگم جاري است
نمرده ام كه غمت را به چاه مي گويي

 

| +| نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط پرستویه عاشق  |   |  ارسال به دوستان

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












amoozesh
 
پرنده آبي...
 

چرا پرنده آبي نشسته اي اينجا؟

 

مگر نمي شنوي شكوه هاي چشمم را؟

 

چگونه محو شدي در اين هواي باراني؟

 

چگونه  تشنه  اشكي  ولي  نمي داني؟

 

ميان اين هواي ابري هنوز مي خندي؟

 

چرا به خاطر من چشم گريه مي بندي؟

 

درون   كوپه  تقدير  مانده ام  تنها

 

شدم به روي دو ريلت قطار بي آوا

 

طلسم  خانه  سردم   شكسته  از  آهي

 

شكسته است ولي بسته مي شود گاهي

 

شنيده ام كه تو گفتي حكايتم خواب است

 

تمام قصه من بي تو  نقش بر  آب است

 

طلاي شعر من از حرف مردمان پاك است

 

دروغ است بگويم كه  منتش  خاك  است

 

 

| +| نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 توسط پرستویه عاشق  |   |  ارسال به دوستان

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












amoozesh
 
از جنس آسمان نبودي!!!
 

فكر ميكردم از جنس آسماني،

اما ابر بودي.

فكر ميكردم از ابر مي آيي،

اما برگهاي پاييزي بر لباس تو ريخته بود.

فكر ميكردم صادقي و امانتدار،

اما تو از جنس فرشته ها نبودي.

صداقتم را،

سادگي ام را،

صفايم را ربودي.

 

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 توسط پرستویه عاشق  |   |  ارسال به دوستان

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












amoozesh
 
نشانی...
 

نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم:

 درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار!

 خيابان غربت را پيدا کن

 و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو!

کلبه ي غريبي ام را پيدا کن،

 کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام!

 درکلبه را بازکن و به سراغ بغض خيس پنجره برو!

 حرير غمش را کنار بزن!

مرا مي يابي.............

 

| +| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 توسط پرستویه عاشق  |   |  ارسال به دوستان

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












amoozesh
 
تنها نیستم...

 

 

در باغ جهان

پرنده ها آواز نمی خواهند

 

و عقربه های خسته ساعت

 

در مداری بسته می چرخند

...

سالهاست

 

در ازدحام آدم و آهن

 

وانمود می کنم:

 

(( تنها نیستم ))

 

| +| نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386 توسط پرستویه عاشق  |   |  ارسال به دوستان

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












amoozesh
 
زندگي...
 

زندگي رنگش چيست؟

آبي و سبز و سفيد

قهوه اي يا قرمز

يا به شكل شبهاست

شايد رنگ طلاست

ًٌٌٍٍ‍ّ" هر كسي بر حسب فكر گماني دارد "

مادرم مي گويد:

" زندگي در نظرم يك تور است

صورتي رنگ و قشنگ

و پر از گلهايي است، كه به رنگ آبند

آبي و دريايي و دو مرغان زيبا كه در آن مي چرند "

پدرم مي گويد:

" زندگي يكسان نيست ، آسمان آبي است

گاهي باراني و گاهي ابري است "

من خودم مي گويم:

" زندگي توري نيست ، رودي نيست ،

مثل آسمان هم نيست

زندگي در نظرم مهر و صفاست

كه گهي خشك و گهي پا برجاست "

 

| +| نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386 توسط پرستویه عاشق  |   |  ارسال به دوستان

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












amoozesh
 
امشب...
 

 اين شعرو تقديم مي كنم به كسي كه آفتاب مهدش

 

در آستان قلبم طلوع كرد و هرگز غروب نخواهد كرد

 

 

امشب به كوي عاشقان با ديده ام سر مي زنم

 

امشب نشان عشق را بر قلب دلبر مي زنم

 

امشب فدايش مي شوم با اشتياق و عاشقي

 

امشب به پاي دلبرم با شوق پرپر مي زنم

 

امشب به اسم دلبرم غم را ز سر وا مي كنم

 

بر باده چشمان او صد بار ساغر مي زنم

 

امشب به شوق روي اوتا صبح شادي مي كنم

 

امشب غمار عشق را بر غصه كمتر مي زنم

 

امشب شقايق مي شوم صد بارعاشق مي شوم

 

نام بلند عشق را بر سطر دفتر مي زنم

 

امشب شفاعت مي كند گويي نگاه او مرا

 

من با نگاهم بارها بر خانه اش در مي زنم!

 

 

 

| +| نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 توسط پرستویه عاشق  |   |  ارسال به دوستان
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد